◽ این شعر در خرداد ۱۳۹۹ سروده شده و دربارهی آرامش درونی، صبر، مقاومت در برابر سختیها و شکوفایی انسان در سکوت و امید است. ◽
🌿 در سایه سارِ امید🌿
ای دل، که چو چشمه میتپی باز،
با یادِ کسی نهفته در راز.
آرام ببر نفس به نرمی،
چون موج، عبور کن ز هر ساز.
از زخمِ جهان مشو پریشان،
لبخند بزن، بهرغمِ طوفان.
در خویش بمان، ولی نه در بند،
آزاد، ولی نه سرد و ویران.
چون کوه، ولی نه سخت و خسته،
چون باد، ولی نه مست و بسته.
نرمی کن و صبر باش و روشن،
چون رود، که میرود به رَسته.
وقتی که زمانه سرد و تار است،
دلدار، کسیست کان به کار است.
نه با سخنش، که با حضورش،
خاموش، ولی پُر از بهار است.
ای مهربهدوست، با وقاری،
چون عطر شکوفه در بهاری.
از عمق یقین عبور کردی،
بیآنکه شوی اسیرِ یاری.
بر خاک ببار، اگرچه تنها،
چون ابر، ولی پُر از تمنا.
اما نه تمنای کممایه،
بل شوق شکفتنِ مبادا.
در خویش بمان، بلند و بیدار،
چون نور، نه شعلهی شرربار.
چون سایهی امنِ یک درخت،
در ظهرِ عطش، پناه بسیار.
در وسعتِ گیتیِ بهاری،
آرام، ولی شکوفهبار است.
✍️ گیتی بهاری
🌿🌿

من کبری ربیعی هستم، با تخلص گیتی بهاری. نوشتن و سرودن برایم راهیست برای لمس دوبارهی زندگی و به اشتراک گذاشتن دنیای درونم با دیگران. در شعرهایم از عشق، امید، طبیعت و لحظههای سادهای میگویم که روح را نوازش میکنند. باور دارم کلمات میتوانند پلی میان دلها باشند و هر واژه، جرقهای از روشنایی در تاریکی روزمرگی. اینجا مینویسم تا با شما همراه شوم و زیبایی پنهان در کلمات را دوباره نفس بکشیم.