◽ این شعر در مهر ۱۳۹۴ سروده شده و دربارهٔ امید، تابآوری و نور در دل تاریکیها است. ◽
🌿چراغِ درون 🌿
باد، اگر هم به شوقِ خاموشی آید
با دلِ روشنان نمیکُند پیمان
گیتی اگر هم غبارِ اندوهی پوشد
در دلِ خود هنوز دارد بهاران
زخم اگر هست، با نگاه تو کوچک
رنج، چو برخیزد از درونِ خودت
روشنی را زِ مه مپرس، که خورشید
از دلِ شب برآید، از تپشِ درد
گرچه جهان با تو تیرهخوست، بدان
نور، تویی… ای چراغِ بیپرهیز
در تو بهاریست، ای شکوفهی صبر
در توست آن گیتیِ پر از تمنا و چیز
آه، اگر بگذری ز سایهی دیوار
وسوسهی باد نیز بیاثر است
گیتی بهاریست، گرچه سخت بگیرد
هرکه چراغی برافروزد از سرِ هست
✍️ گیتی بهاری
🌿🌿

من کبری ربیعی هستم، با تخلص گیتی بهاری. نوشتن و سرودن برایم راهیست برای لمس دوبارهی زندگی و به اشتراک گذاشتن دنیای درونم با دیگران. در شعرهایم از عشق، امید، طبیعت و لحظههای سادهای میگویم که روح را نوازش میکنند. باور دارم کلمات میتوانند پلی میان دلها باشند و هر واژه، جرقهای از روشنایی در تاریکی روزمرگی. اینجا مینویسم تا با شما همراه شوم و زیبایی پنهان در کلمات را دوباره نفس بکشیم.