◽ این شعر در تیر ۱۳۷۷ سروده شده و روایتگر دلکندن آرام، پذیرش سکوت و رویش امید در دل زخمها است؛ شعری که نشان میدهد چگونه حتی در پنهانترین گوشههای دل، جوانهای کوچک میتواند جهان تازهای بسازد. ◽
🌿 جوانه در سکوت 🌿
رفتم…
تا سایهام از رؤیاهایت کنار رود؛
رفتم تا تپشِ کهنهی دل،
زیرِ خاکسترِ سالها
به آرامشی خاکستری فرو نشیند.
آههایم را از شانههایت تکاندم،
تا سبک شوی،
تا بدانی نبودنم شکست نیست—
آغازیست؛
ریشهای خاموش
در ژرفای سکوتِ زمینِ دل.
میدانم…
روزی در گذرِ باد،
میانِ برگهای کمرنگِ خاطرهای
به نام من برمیخوری؛
دلَت لحظهای مکث میکند،
چون نسیمی که بر حوضِ بیتاب میوزد.
و همانجا،
در پنهانترین گوشهی دلت،
جایی که زخمها بیصدا سبز میشوند،
جوانهای کوچک میروید—
تا در هر شکوفهی خاموش،
جهانی گیتیبهاری
از دلِ فصلها
آهسته سر برآورد.
✍️ گیتی بهاری
🌿🌿

من کبری ربیعی هستم، با تخلص گیتی بهاری. نوشتن و سرودن برایم راهیست برای لمس دوبارهی زندگی و به اشتراک گذاشتن دنیای درونم با دیگران. در شعرهایم از عشق، امید، طبیعت و لحظههای سادهای میگویم که روح را نوازش میکنند. باور دارم کلمات میتوانند پلی میان دلها باشند و هر واژه، جرقهای از روشنایی در تاریکی روزمرگی. اینجا مینویسم تا با شما همراه شوم و زیبایی پنهان در کلمات را دوباره نفس بکشیم.