◽ این شعر در تیر ۱۴۰۲ سروده شده و حالوهوایی از غمِ فریب و شکست، زنده بودن در عشق و رویش امید مادرانه را روایت میکند. ◽
🌿سکوت مادرانه🌿
دل از فریب نگاهش شکست و زار شدم
به نام عشق، اسیر غمِ بهار شدم
زبانِ شیرین، ولی دل پر از فریب و ریا
من از صفای دلم، سخت شرمسار شدم
قسم به وعدهی دیدار و مهرِ جاویدان
که در حصار دروغش، چو دوزخوار شدم
شکست عهد و به دوشم نهاد بار فراق
من آن یتیمِ امید و غریبکار شدم
نه از جوانیام آرام ماند و نه از دل
تنیده در دل شب، دگر غبار شدم
ولی به اشک نگاهم، گلی شکفت از درد
که مادرانه به پایش چو چشمهسار شدم
دگر چه حاجت شرح جنون؟ که در دل شب
زبانِ خامش شعرم، پر از شرار شدم
شکستهدل، ولی از عشق، زندهام هنوز
که من گیتیِ بهاری، بهارِ یار شدم
✍️گیتی بهاری
🌿🌿

من کبری ربیعی هستم، با تخلص گیتی بهاری. نوشتن و سرودن برایم راهیست برای لمس دوبارهی زندگی و به اشتراک گذاشتن دنیای درونم با دیگران. در شعرهایم از عشق، امید، طبیعت و لحظههای سادهای میگویم که روح را نوازش میکنند. باور دارم کلمات میتوانند پلی میان دلها باشند و هر واژه، جرقهای از روشنایی در تاریکی روزمرگی. اینجا مینویسم تا با شما همراه شوم و زیبایی پنهان در کلمات را دوباره نفس بکشیم.