◽ این شعر در آذر ۱۴۰۴ سروده شده و روایتگر رهایی و سبکشدن دل زیر باران، همراهی با سکوت شهر و تپشهای پنهان احساسات است. ◽
🌿 زیرِ بُغضِ باران 🌿
زیرِ باران بغضِ پنهان رو به شب آرام شد
دستِ لرزانِ دعا در لحظهها همگام شد
شب گذر کرد از غمِ دیرینهی روزانِ دور
دل زِ زخمِ سالیان برگشت و یکدم رام شد
زیرِ باران، بانگِ آوایی شکفت از سینهها
آههای گمشده با موجِ باران کام شد
میتوان در قطرهها پنهان گریبان را گشود
اشک چون آیینهای بر چهرهی ناکام شد
شهر در خاموشیِ خود لحنِ باران را شنید
راههای خیس در تفسیرِ رفتن نام شد
دل سبک شد، صبحِ تازه از نفسها جان گرفت
روشنی از عمقِ مه بر خاکِ خیس آرام شد
گاه باید در سکوتِ شهر با باران نشست
تا بدانی هرچه بغض افتاد، بیانجام شد
بارشِ شبآلود، دردِ راه را از دل ربود
آهها را برد با خود تا افق پیغام شد
و در آن مه، نامی از نابترین آواز ماند:
آنجا که در قلبِ سحر… گیتی بهاری، نام شد
✍️ گیتی بهاری
🌿🌿

من کبری ربیعی هستم، با تخلص گیتی بهاری. نوشتن و سرودن برایم راهیست برای لمس دوبارهی زندگی و به اشتراک گذاشتن دنیای درونم با دیگران. در شعرهایم از عشق، امید، طبیعت و لحظههای سادهای میگویم که روح را نوازش میکنند. باور دارم کلمات میتوانند پلی میان دلها باشند و هر واژه، جرقهای از روشنایی در تاریکی روزمرگی. اینجا مینویسم تا با شما همراه شوم و زیبایی پنهان در کلمات را دوباره نفس بکشیم.