🌿وطنِ تکه‌ناپذیر🌿

◽ این شعر در دی ۱۴۰۴ سروده شده و به بیان پیوند انسان با وطن، مفهوم ایستادگی، وفاداری، زیستن در تنگنا و تکه‌ناپذیری خاک می‌پردازد؛ روایتی عاطفی از ماندن و امیدی که از دلِ ویرانی دوباره جوانه می‌زند. ◽

🌿وطنِ تکه‌ناپذیر🌿

وطنم
ایرانِ من
ای که نامت
در دهانِ خسته‌ی من
مثلِ نانِ تازه
معنی می‌شود
اگر سفره خالی‌ست
اگر آب
در گلو
با تردید پایین می‌رود
بگذار
من
گرسنه بمانم
تشنه بمانم
تو
بمان
تو
مادری
که استخوان‌هایم
در آغوشت
شکل می‌گیرند
و من
بی‌تو
نه انسانم
نه حتی
سایه‌ای درست
روی دیوارِ بودن
ایران
نامت
نه فقط روی نقشه
که در نبضِ ماست
خاکت
ذره‌ذره
در رگ‌هایم راه می‌رود
و من
با هر نفس
قرضِ جانم را
به تو
پس می‌دهم
اگر دستی
با نقشه‌ای تاریک
به سمت تنت دراز شود
اگر بخواهد
تو را
تکه‌تکه کند
و از نامت
پازلی خونین بسازد
آن دشمن
پیش از رسیدن
خودش
خُرد می‌شود
نه با تیغ
نه با فریاد
بلکه
با صبرِ ریشه‌ها
نمی‌داند
که تو
جمعِ زخم‌های تاریخی
و هر ذره‌ات
یک «تمام» است
هر تکه‌ات
دوباره
به هم
برمی‌گردد
با همهٔ تحریم‌ها
که مثلِ زمستان
به رگِ روزها افتاد
با همهٔ سوختن‌ها
که چراغ‌ها را
تا مرزِ خاموشی برد
ما
در ایران
ماندیم
نه از وفور
بلکه از وفاداری
نان را
قسمت کردیم
نور را
از نفس گرفتیم
و در میانِ فشارِ شب
ماندن
را
یاد گرفتیم
اگر سنگ بیاورد
سنگ
در گلویش
گیر می‌کند
اگر آتش بیاورد
خاکت
یادش می‌دهد
چگونه
خاموش شود
و من
گرسنه اگر باشم
تشنه اگر بمانم
باز
سپرم
نامِ توست
مادر
چرا که هر بار
پازلِ تو را
روی میزِ ویرانی
می‌ریزند
از میانِ شکسته‌ها
جهانی قد می‌کشد
که بویِ بهار دارد
و گیتی
در آن
بهاری‌ست

✍️گیتی بهاری

🌿🌿

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *