◽ این شعر در دی ۱۳۷۷ سروده شده و حالوهوایی از یقین، آرامش درونی، و فروتنیِ حقیقی را روایت میکند؛ جایی که دلِ پُر معنا، فارغ از تکلف و ادعا، با جهان در هماهنگی است.◽
🌿 سایهٔ فخر 🌿
آنکس که دلش پُر زِ یقین و معناست
در نگاهش فخر، غباری تنهاست
چون چشمه، زلال است و نمیگوید «من»
آب است که میجوشد و بیادعاست
دل پر، صدا نمیسازد و آرام است
چو رودِ عمیق، به سنگها نمیتازد
آدم به همان زخمِ نهان میبالد
پُز، سایهی فقرِ دلِ بیرویاست
هرکس که غنی شد، صدا کمتر کرد
این قاعدهی سادهی این دنیاست
در پایان راه، دل اگر روشن شد
گویا جوهر هستی نمایان شد
نه نام بماند، نه نشان، جز حسی
کز گردشِ گیتی، بهاری برپاست
✍️ گیتی بهاری
🌿🌿

من کبری ربیعی هستم، با تخلص گیتی بهاری. نوشتن و سرودن برایم راهیست برای لمس دوبارهی زندگی و به اشتراک گذاشتن دنیای درونم با دیگران. در شعرهایم از عشق، امید، طبیعت و لحظههای سادهای میگویم که روح را نوازش میکنند. باور دارم کلمات میتوانند پلی میان دلها باشند و هر واژه، جرقهای از روشنایی در تاریکی روزمرگی. اینجا مینویسم تا با شما همراه شوم و زیبایی پنهان در کلمات را دوباره نفس بکشیم.