🌿سپیدهٔ بی‌صدا🌿

◽ این شعر در خرداد ۱۳۹۵ سروده شده و بازتاب‌دهنده‌ی لحظه‌های آرامش، گذر بی‌صدا از خستگی‌ها و یافتن رهایی در دل زندگی‌ست؛ نگاهی به سکوت و جریان پنهان تجربه‌ها که به استمرار و بالندگی منجر می‌شود. ◽

🌿سپیدهٔ بی‌صدا🌿

سپیده
بی‌هیچ نشانه‌ای
از لابه‌لای خستگیِ شب می‌گذرد
و چیزی درونِ من
آرام
از وزنِ کهنه جدا می‌شود

نه صدایی هست
نه دعوتی
جریانی نرم
لغزش‌ها را
با خود می‌برد
تا ته‌نشین شوند

دل دیرتر از زبان رسید
پا زودتر از راه
و فکر
پشتِ تصمیم
جا ماند

لحظه‌ها
میانِ اگر و شاید
فرسوده شدند
و اکنون
همین دم
تنها جای ایستادن است

جاهایی
که خاموشی پناه بود
سخن گفتم
و آن‌گاه
که کلمه
چراغ می‌شد
در سایه
حل شدم

همراهانی
که افق‌شان با من یکی نبود
راه را
طولانی‌تر کردند
و من
چه دیر
به خودم
پناه بردم

اکنون
سنگینی‌ها
زمین را می‌شناسند
و عبور
بی‌نام
رو به بالا
ادامه دارد

جهان
در این رهاییِ آرام
دوباره
گیتی بهاری
می‌شود

✍️ گیتی بهاری

🌿🌿

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *