◽ این شعر در اردیبهشت ۱۳۹۷سروده شده و روایتِ جدایی، فقدان و ادامهی زیستن در غیابِ شریک زندگی است؛ نگاهی به رنجِ ماندن، حافظهی درد، و امیدی کمصدا که با وجود همهچیز، هنوز نفس میکشد. ◽
🌿از تمامِ زندگیام رفتی🌿
از تمامِ زندگیام رفتـی
و شهر
با من قهر کرد
صبحها
دیگر دلیل بیدار شدن نداشتند
قهوه سرد میشد
و خاطره داغتر
من ماندم
و اتاقی
که نفسهای تو
از دیوارهایش رفته بود
عشق،
چمدانی بود
که جا گذاشتی
و من
تمام عمر
دنبالش کشیدم
شبها
نامت را آهسته صدا میزنم
نه برای آمدنت
بلکه برای اینکه
یادم نرود
دوست داشتن
چهقدر درد دارد
و حالا جهان بیتو
فصلی است
که شکوفه را بلد نیست
اما هنوز،
در جایی از این هستیِ خسته
گیتی بهاری نفس میکشد
نه برای من
نه برای تو
بلکه برای اینکه
غم
همیشه آخر قصه نیست
✍️گیتی بهاری
🌿🌿

من کبری ربیعی هستم، با تخلص گیتی بهاری. نوشتن و سرودن برایم راهیست برای لمس دوبارهی زندگی و به اشتراک گذاشتن دنیای درونم با دیگران. در شعرهایم از عشق، امید، طبیعت و لحظههای سادهای میگویم که روح را نوازش میکنند. باور دارم کلمات میتوانند پلی میان دلها باشند و هر واژه، جرقهای از روشنایی در تاریکی روزمرگی. اینجا مینویسم تا با شما همراه شوم و زیبایی پنهان در کلمات را دوباره نفس بکشیم.